ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1368
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پاى قلعه ساخته شدهاند . كاروانسرايى كه رو به روى قلعه ساخته شده بزرگ و به ظاهر آراسته است . چهار در دارد ، و هر كدام به جانبى گشوده مىشود . بالاى سردر ورودى كاروانسرا يك اتاق بزرگ ، و دو اتاق كوچك با يك ايوان مشرف به داخل كاروانسرا ساخته شده است . در اين ده بهترين اقسام نانهاى ايران ساخته مىشود ، و اين ضرب المثل بر سر زبانها ساير است كه براى اين كه كار به كام مرد باشد و عيش مدام داشته باشد بايد نان ايزد خواست ، شراب شيراز ، و زن يزدى داشته باشد . ظاهرا اين ضرب المثل بسيار قديمى است ، و مردان ايران هنوز به سرزمين گرجستان و چركستان آشنا نبودهاند ، زيرا زنان اين دو سرزمين از زنان هرجا زيباتر و دلخواهترند . درّهء ايزد خواست در اينجا از ولايت عراق عجم كه سرزمين پارت است جدا مىشود « 1 » . ما در كتابهاى تاريخ و جغرافياى خود غالبا سراسر ايران را به نام عجم مىناميم ، اما ساكنان كشورهاى مشرق زمين ، همچنين خود ايرانيان اين كشور را ايران مىخوانند ، و ايالتى را كه در جنوب دامن گسترده است فارس يا فارسيان ؛ و بعضى را عقيده بر اين است كه اين نام از اسم يكى از پهلونان اساطيرى آنان به نام پرسه اشتقاق يافته است . اين نيز گفتنى است كه وسعت ايالت فارس برابر كشور فرانسه ، و از لحاظ اهميت دومين ايالات ايران ، و از لحاظ وسعت و حاصلخيزى نخستين ايالات مملكت ايران مىباشد . ايالت فارس از طرف مشرق به كرمان ، و از طرف شمال به عراق عجم ، از طرف مغرب به خليج فارس محدود بوده است . طولش از مشرق به مغرب از كرمان تا بندر ريگ صد و پنجاه فرسنگ ايرانى است ، و عرضش صد و بيست فرسنگ از يزد تا صحراى كرمان به طور مورب است . در كتابهاى جغرافياى قديمى ايران وسعت ايالت فارس « 2 » بيش از اين معلوم شده ، زيرا حدّ آن را از طرف شمال تا بيابان باكتريان ، از جانب جنوب تا رود اندو
--> ( 1 ) « حدّ غربى فارس خوزستان است و همهء حد غربى تا شمال حدود اصفهان است و جبال ، و حدّ جنوبى آن درياى فارس است ، و حدّ شرقى آن حدود كرمان ، و حدّ شمالى آن كويرى است ميان فارس و خراسان ، و تمام حدّ شمالى حدود اصفهان است ، و بلاد شمال . » ( صفحه 367 تقويم البلدان ابو الفداء ترجمه استاد عبد المحمّد آيتى ) ( 2 ) شاردن حدود فارس را ناقص و نادرست معين كرده و ديگر جهانگردان كاملتر و رساتر معلوم كردهاند .